عيسى ولائى
100
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )
حكمى واقع نيز مد نظر قرار گيرد ، به آن اصل محرز يا اصل تنزيلى گويند . به ديگر سخن در اصل محرز يا اصول تنزيلى بناء عملى بر اين است كه يكى از دو طرف شك را واقع فرض كرده و طرف مقابل را ملغى كند و شك را در طرف مقابل در عالم تشريع كالعدم قرار دهد . وقتى در دليل استصحاب معصوم مىفرمايد : « لا تنقض اليقين بالشك » ، يعنى بناء عملى بر بقاء متيقن كرده و حال شك را نازل منزله حال يقين و احراز قرار بده . اصول محرز يا تنزيلى عبارت است از : استصحاب ، قاعدهء تجاوز ، اصالة الصحه . امّا درصورتىكه در مقام جعل حكم ظاهرى ملاحظه مشابهت آن با واقع نشود به آن اصل غير محرز يا اصل غير تنزيلى گويند . به بيان ديگر در اصول غير محرز يا غير تنزيلى تنها به يكى از دو طرف عمل مىشود نه آنكه انتخاب آن يكى بهعنوان واقع و نازل منزلهء واقع باشد ، همانند اصل برائت و اصل تخيير و . . . 95 . اصل وقف به مبحث « اصالة الوقف » رجوع شود . 96 . اصول اصول در مقابل فروع عبارت از قواعد كليهء اعتقادى ( ايدئولوژى اسلام ) است ، و در علم اصول عبارت است از قواعد كليهاى كه در مورد چگونگى استنباط بحث مىكند . اصول جمع اصل است ، به مبحث « اصل » رجوع شود . 97 . اصول اربعمائه با توجه به اينكه هريك از ياران نزديك امامان معصوم ( ع ) محل رجوع سائر اماميه بودهاند ، به همين دليل در مواقع احتياج و در هنگام برخورد با رويدادهاى جديد شخصا به حضور ائمه يا صحابى مورد اعتماد رسيده و احكام شرعيه و فروع فقهيه خود را از امام عصر خويش گرفته و در دفترچههاى يادداشت خود ثبت و ضبط مىكردند . گرچه يادداشتها در آن دفترچهها بدون ترتيب بوده ، اما در آنها فروعات فقهى و اخبار ولادت و وفيات و مناقب و احاديث ديگر وجود داشته است كه بعدها همان يادداشتها بهعنوان « اصل » معروف گرديد و چون شمارهء آنها در حدود چهارصد بوده به « اصول اربعمائه » يعنى اصول چهارصدگانه معروف گرديد . شيخ طوسى در كتاب فهرست خود ص 12 اسامى جمعى از صاحبان اين اصول را نام مىبرد كه به برخى از آنها اشاره مىشود : 1 . ابو بصير ؛ 2 . اسماعيل بن على نوبختى ؛ 3 . حسن بن موسى نوبختى ؛ 4 . محمد بن نعمان مؤمن الطاق ؛ 5 . احمد بن شعيب ؛ 6 . محمد بن حسن صيرفى ؛ 7 . ابن ابى هراسه ؛ 8 . على بن اسماعيل بن ميثم تمار ؛ 9 . صالح بن ابى سود ؛ 10 . محمد بن اصبغ .